درباره ما

هيات مركزي گزينش دانشجو بر اساس مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي در سال 61 وظيفه بررسي صلاحيت عمومي دانشجويان كشور را بر عهده دارد. تمام مراكز آموزشي دولتي وغيردولتي (به غیر از دانشگاه آزاد اسلامی) و دانشجويان از مقطع كارداني تا دكترا بايستي صلاحيت عمومي آنها مورد بررسي قرار گيرد و صلاحيت‌هاي علمي آنان تاييد شود.

دانشجوياني كه غير از سازمان سنجش چون دانشجويان استعدادهاي درخشان، دكتري، رتبه‌هاي ممتاز، دوره‌هاي مجازي وغيره جذب مي‌شوند، بايستي پرونده‌هاي اين دانشجويان توسط دانشگاهها به دبيرخانه هيات مركزي گزينش دانشجو كه در سازمان سنجش مستقر است، ارسال شود تا در هنگام ثبت‌نام صلاحيت عمومي را داشته باشند.

گزينش از ديدگاه آيات و روايات

     سنجش، انتخاب و گزينش كردن يكي از ويژگي ها و خصوصيات بشر است كه خداوند در او نهاده است كه البته خصوصيتي صرفاً مختص انسان نيست، چرا كه ديگر موجودات نيز بنا بر غرايز خود دست به انتخاب مي زنند. اما وجه مميزه انسان و ديگر موجودات، در تلاش انسان براي بهتر انتخاب كردن و يا انتخاب بهتر نمودن است. در واقع انسان در انتخاب و گزينش، علاوه بر غريزه، از فطرت و عقل خود نيز بهره مي گيرد و شاخص ها و شرايط تعيين شده از جانب اين دو متغير را نيز در انتخاب بهينه، مورد توجه قرار مي دهد.

     نظام گزينش كشور نيز از اين قاعده مستثني نيست و مجموعه قوانين و مقررات مصوب با هدف اجرايي نمودن اين مقررات، با تمسك از منابع عقلي و شرعي و آيات و روايات تهيه شده اند. چنانچه با مروري اجمالي بر قانون و آئين نامه گزينش و ساير دستورالعمل هاي مصوب، ملاحظه مي شود كه مهم ترين منبع و مرجع اين قوانين و دستورالعمل ها آيات و روايات هستند.

     به همين دليل به منظور شناخت بيشتر معيارها و ضوابط انتخاب و گزينش در آموزه هاي ديني، مي بايست به منابع اسلامي چون قرآن، احاديث و روايات مراجعه نمود.

     در منابع ديني و اسلامي مهم ترين راه شناخت انسان ها و تمايز آنها از يكديگر و در نگاهي انتخاب و گزينش آنها، آزمايش و امتحان است كه اين موضوع خود به عنوان يكي از مهم ترين سنت هاي الهي به شمار مي رود. چرا كه خداوند نيز براي شناخت انسان ها به انحاي مختلف آنها را مي آزمايد و همچنان كه در نصوص ديني نيز آمده است اساساً معيار سعادتمندي انسان، موفقيت در آزمون ها و آزمايش هاي الهي است. اين مهم در آيات و روايات، به جد مورد تأكيد قرار گرفته است و در جاي جاي قرآن موضوع آزمايش الهي به عنوان امري حتمي بيان شده است. به عنوان مثال در آيه دوم سوره عنكبوت آمده است: احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا امنا و هم لا يفتنون: آيا مردم چنين پنداشتند كه به صرف اينكه گفتند ما ايمان آورده ايم، رهايشان كنند و بر اين ادعا هيچ امتحانشان نكنند (هرگز چنين نيست). يا در آيه 155 سوره بقره مي فرمايد: ولنبلونكم بشيء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرين: و البته شما را به سختي ها، چون مرگ و گرسنگي و كم شدن اموال و انفس (از دست دادن خويشان) و از بين رفتن زراعت بيازماييم، (اي رسول) مژده و بشارت ده آن كساني را كه صبر گزيدند و سختي ها را تحمل كردند.[1]

در همين زمينه حضرت علي (ع) در خطبه 234 نهج البلاغه مي فرمايند: آزمايش همگاني است و حتي پيامبران از طرف خدا مورد آزمايش قرار مي گيرند.

بنابراين ملاحظه مي شود كه در واقع شرط پذيرش و رسيدن به قرب الهي و به بيان ديگر شرط انسان كامل، طبق آيات قرآن و روايات و ديگر آموزه هاي ديني، موفقيت در آزمون ها و امتحانات الهي است.

     البته بر حسب سنت الهي، شرط پيروزي و موفقيت در اين آزمون الهي، به صورت تمام و كمال در خود آموزه هاي وحياني و اخلاقي از جانب پيامبران الهي بيان شده اند. تا جايي كه مي توان گفت يكي از اهداف اصلي مبعوث شدن پيامبران الهي از سوي خداوند متعال، آموختن راه و رسم موفقيت در آزمون هاي الهي بوده است.

     با وجود استدلال فوق، طبعاً در زندگي اجتماعي نيز انسان ها براي انتخاب شدن براي انجام كاري مي بايست داراي يكسري خصوصيات و ويژگي هاي خاصي باشند. به عنوان مثال براي رانندگي، افراد بايد پس از طي دوره هاي آموزشي، از عهده آزمون هاي خاص تئوري و عملي رانندگي نيز برآيند. يا براي انتخاب يك ورزشكار در تيم ملي يك كشور، ورزشكاران پس از گذراندن اردوها و تمرينات آماده سازي بدني، بايد از مسير مسابقات انتخابي استاندارد، با سربلندي بيرون بيايند. بنابراين به فراخور كار ويژه و نقشي كه بر عهده فرد نهاده مي شود، معيارها و ضوابط آزمون ها نيز متغير هستند.

     براي انتخاب يك كارگزار در نظام اداري و اجرايي و به منظور پيشبرد اهداف كلان يك نظام سياسي، از همين قاعده پيروي مي شود و يكسري معيارها، شاخص ها، اولويت ها و ضوابطي در نظر گرفته مي شود. در برخي از كشورها براي انتخاب كارگزار دولتي، فقط به انجام يكسري استعلامات از دستگاه قضايي و همچنين تخلفات راهنمايي و رانندگي بسنده مي شود. در كشورهاي ديگري نيز علاوه بر اين، مجموعه آزمون هاي تخصصي روانشناختي و شخصيت سنجي هم در مورد افراد متقاضي شغل، انجام مي پذيرد.

     اما در نظام گزينش جمهوري اسلامي ايران، معمولاً از روش هايي چون مصاحبه گزينشي، تحقيقات از محل كار قبلي و محل سكونت و همچنين استعلام از نهادهاي قضايي و امنيتي در مورد داوطلبين انجام مي پذيرد. در مورد اينكه در سيستم گزينش كشور، ملاك ها و معيارها و نوع قضاوت ها در ارزيابي اوليه و نهايي براي پذيرش داوطلبين، به چه صورت انجام مي شود بايد گفت ملاك و معيار اصلي در اين خصوص همان مراجعه به اصول و احكام ديني است. اين موضوع همان گونه كه اشاره شد با نگاهي اجمالي بر قوانين، مقررات، آئين نامه ها و دستورالعمل هاي تدوين شده در هيأت عالي گزينش كاملاً روشن مي شود.

     با بهره گيري از اين سنت الهي مي توان آن را براي گزينش و انتخاب كارگزاران نظام اسلامي نيز به كار بست. در واقع كمال مطلوب براي انتخاب يك كارگزار دولتي سنجش داوطلبين و افراد متقاضي با توصيه ها و آموزه هايي است كه خصوصاً در آيات قرآن و روايات مورد تأكيد قرار گرفته اند. با مروري كلي بر اين آموزه ها، ملاحظه مي شود كه نقطه عزيمت آنها تأكيد بر انتخاب يك انسان كامل پس از طي يكسري آزمون هاي خاص مي باشد. البته وقتي در قرآن صحبت از آزمون الهي مي شود، در خود قرآن نيز ملاك ها، معيارها، شاخص ها و شروط موفقيت در اين آزمون نيز اشاره شده است.

     در يك جمع بندي كلي از ملاك ها و معيارهاي اشاره شده در آيات و روايات مي توان به چندين سرفصل كلي براي ملاك عمل قرار دادن در گزينش و انتخاب افراد صالح، متعهد و متخصص در نظام اداري كشور دست يافت كه در ذيل و به اختصار به مهم ترين آنها اشاره مي شود:

     1- اطاعت از ولايت و رضايت به قضاء الهي؛

     در آيه 59 سوره نساء آمده است: يا ايها الذين امنوا اطيعو اله و اطيعو الرسول و اولي الامر منكم: اي اهل ايمان! خدا و رسول و فرمانداران از طرف خدا و رسول را اطاعت كنيد. (مراد از اولو الامر آل محمد(ص) است) همچنين اميرالمؤمنين (ع) در اين خصوص مي فرمايند: تسليم و مطيع بودن مرد، نشانه ايمان او است.[2]

     2- يقين و اخلاص؛

     در آيه سوم و چهارم سوره نمل آمده: هدي و بشري للمؤمنين الذين يقيمون الصلوه و يؤتون الزكوه و هم بالاخره هم يوقنون: هدايت و بشارت براي اهل ايمان، آنان كه به ياد خدا نماز را بپا دارند و زكات به مسكينان مي دهند و كاملاً به عالم آخرت يقين دارند.

     حضرت اميرالمؤمنين علي (ع) نيز مي فرمايند: ايمان درختي است كه اصل و بن آن يقين است. [3]

     3- حسن خلق؛

     در آيه چهارم سوره قلم حق تعالي در مدح حضرت رسول (ص)، خُلق عظيم را براي ايشان ذكر مي كند: و انك لعلي خلق عظيم: و در حقيقت تو بر خلقي عظيم (وآئين و شرعي بزرگ) آراسته اي. حضرت علي (ع) نيز در اين خصوص مي فرمايند: همانا مؤمنان، افراد فروتني كننده نرم خوي هستند. [4]

     4- تقوا و ورع؛

     در آيه 102 سوره آل عمران، آمده: يا ايها الذين امنو اتقوا اله و لتنظر نفس ما قدمت لغد و اتقوا اله انا اله خبير بما تعلمون: اي اهل ايمان! خداترس شويد (تقواي الهي پيشه كنيد) و هر نفسي بنكرد كه چه عملي براي فرداي قيامت خود پيش مي فرستد و از خدا بترسيد كه او به كارهايي كه انجام مي دهيد، آگاه است.

     همچنين حضرت رسول (ص) در خصوص ورع مي فرمايند: معيار و ميزان دين، تقوا داشتن است.[5]

     5- حسن عمل و حسن سابقه؛

     در اين خصوص پيامبر (ص) مي فرمايند: مؤمن چنانچه عملش را نيكو انجام مي دهد كه گويي در هر چشم به هم زدني، خداوند ناظر عمل او است.[6] همچنين حضرت علي نيز فرمودند: آگاه باشيد! و كلام خير و نيك را بگوييد پس به آن شناخته خواهيد شد و عمل كنيد به آن تا از اهل آن باشيد.

     6- شناخت دوست و دشمن افراد؛

     در آيه 144 سوره نساء در اين مورد آمده است: يا ايها الذين آمنوا لاتتخذوا الكافرين اولياء من دون المؤمنين اتريدون ان تجعلوا له عليكم سلطاناً مبينا: اي اهل ايمان! مبادا كافران را به دوستي گرفته، مؤمنان را رها كنيد، آيا مي خواهيد خدا را بر (عقاب كفر و عصيان) خود حجتي آشكار گردانيد؟ حضرت اميرالمؤمنين علي (ع) هم در اين خصوص مي فرمايند كسي كه وضع او مبهم شد و دين او را ندانستيد، نگاه به دوستانش كنيد.[7]

     7- عقل، زيركي و هوش؛

     آيه 10 سوره ملك بيان مي كند: و قالوا لوكنا نسمع او نعقل ما كنا في اصحاب السعير: آنگاه اهل دوزخ (با تأسف و حسرت باهم) گويند اگر ما سخن انبياء را شنيده يا به دستور عقل رفتار مي كرديم امروز از دوزخيان نبوديم. امام صادق (ع) نيز در اين زمينه مي فرمايند عقل، راهنماي مؤمن است.[8] حضرت علي (ع) نيز سه چيز را عامل كامل بودن ايمان افراد مي داند: عقل، حلم و علم.[9]

     8- انجام فرايض (واجبات)؛

     در آيات اول تا پنجم سوره مؤمنون آمده است: قد افلح المؤمنون الذين هم في صلاتهم خشعون و الذين هم عن اللغو معرضون و الذين هم للزكوه فعلون و الذين هم لفروجهم حفظون الا علي ... : همانا مؤمنان به فلاح و رستگاري رسيدند، آنهايي كه در نماز خاشع و خاضع هستند و آنان كه از سخن بيهوده و لغو و باطل اعراض مي كنند و آنان كه زكات مال خود را به فقرا مي دهند و آنان كه فروج خود را نگه مي دارند مگر بر ...

     همچنين امام صادق (ع) مي فرمايند: امتحان كنيد شيعه ما را در اوقات نماز كه چطور ايشان بر وقت هاي نماز محافظت مي كنند.[10]

     9- گفتار و نوشتار؛

     در آيات اول تا سوم سوره مؤمنون تأكيد شده است: در آيات اول تا سوم سوره مؤمنون آمده: قد افلح المؤمنون ... الذين هم عن اللغو معرضون: همانا مؤمنان به فلاح و رستگاري رسيدند، آنهايي كه ... و آنان كه از سخن بيهوده و لغو و باطل احتراز و اعراض مي كنند. همچنين حضرت علي (ع) مي فرمايند: ملاك و معيار اسلام راستي زبان است.[11]

     10- امانت داري و كتمان اسرار؛

     در آيه 58 سوره نساء آمده كه: ان اله يأمركم ان تؤدوا الامنت الي اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل: خدا به شما امر مي كند كه امانت ها را البته به صاحبانش باز دهيد و.... در همين راستا حضرت علي (ع) مي فرمايند: كسي كه عمل به امانت كرد، پس به تحقيق، دينش را كامل كرده است.[12]

     11- توكل؛

     در آيه 51 سوره توبه آمده است: قل لن يصيبنا الا ما كتب اله لنا هو مولينا و علي اله فليتوكل المؤمنون

     (اي پيامبر!) بگو هرگز جز آنچه خدا خواسته به ما نخواهد رسيد، مولاي ما اوست (و مولاي خيرخواهي است) و البته اهل ايمان بايد در هر حال بر خدا توكل كنند. حضرت اميرالمؤمنين (ع) نيز در اين زمينه مي فرمايند: محكم ترين مردم از جهت ايمان، آن كسي است كه توكلش بر خدا بيشتر باشد.[13]

     12- صبر و استقامت؛

     در آيه 153 سوره بقره آمده است: يا ايها الذين ءامنوا استعينوا بالصبر و الصلوه ان اله مع الصبرين: اي اهل ايمان! در پيشرفت كار خود صبر و مقاومت پيشه كنيد و به ذكر خدا و نماز، توسل جوئيد كه خدا ياور بردباران است. پيامبر اسلام (ص) مي فرمايند: ايمان دو نيمه است، نيمه اي از آن در صبر و نيمه اي از آن در شكر است.[14]

     13- خوف و رجاء و تساوي آن دو؛

     در آيه دوم سوره انفال آمده است: انما المؤمنون الذين اذا ذكر اله و جلت قلوبهم: مؤمنان آنهايي هستند كه چون ذكري از خدا شود (از عظمت و جلال خدا) دل هاي آنان لرزان شود و ... حضرت علي (ع) نيز مي فرمايند: آنچنان كه اميد داري بترس، يعني به قدر آنچه اميد به رحمت و مغفرت خدا داري از نافرماني و غضب حق تعالي بترس.[15]

     14- حياء و عفت؛

     در آيه 5 سوره مؤمنون تأكيد شده است: قد افلح المؤمنون الذين هم ... و الذين هم لفروجهم حفضون: همانا مؤمنان به فلاح و رستگاري رسيدند، آنها كه ... و آنان كه فروج و اندامشان را نگه مي دارند مگر بر ...

     در اين خصوص حضرت محمد (ص) مي فرمايند: در هر شريعتي خوي و خلقي است مخصوص آن شريعت و همانا خلق و خوي اين دين، حياء و شرم است.[16]

     15- تعهد به مقدور و وفا به عهد؛

     در آيات دوم و سوم سوره صف آمده است: ياايها الذين ءامنوا لم تقولون ما لا تفعلون كبر مقتاً عند اله ان تقولوا ما لا تفعلون: اي كساني كه ايمان آورده ايد! چرا چيزي را مي گوييد و در مقام عمل خلاف آن را انجام مي دهيد؟ خداوند سخت به خشم مي آيد كه چيزي بگوييد و به جاي نياوريد. همچنين حضرت علي (ع) در اين خصوص مي فرمايند: چيزي را كه نمي تواني وفا كني آن را وعده مده، آنچه را قادر بر وفا به آن نيستي ضامن مشو.

     16- محبوب بين مردم؛

     در آيه 96 سوره مريم تأكيد شده است: ان الذين ءامنوا و عملوا الصلحات سيجعل لهم الرحمن ودّا: همانا آنانكه به خدا ايمان آوردند و نيكوكار شدند، خداي رحمان آنها را در نظر حق و خلق محبوب مي گرداند. امام علي (ع) نيز مي فرمايند: اگر مي خواهيد ببينيد چه كسي خوب و نيكو سيرت است ببينيد مردم نيك درباره آن شخص چه مي گويند[17]

موارد شانزده گانه فوق، به طرق مستقيم و غيرمستقيم براي احراز انسان كامل مورد تأكيد قرار گرفته اند كه مي بايست همچون گذشته در سيسم گزينش كشور، به عنوان ملاك و معياري براي سنجش تعهد، صلاحيت، توانايي و تخصص افراد مورد توجه واقع شوند.

_______________________________________

[1]- البته آيات مختلفي با مضامين مشابهي در قرآن مجيد ذكر شده است. به عنوان نمونه آيات 15 و 16 سوره فجر، آيه 49 سوره زمر، آيه 34 سوره ص، آيه 40 سوره نمل، آيه 38، سوره ص، آيه 124 سوره بقره، آيه سوم سوره عنكبوت، آيه 24 سوره ص، آيه 17 سوره دخان، آيه 49 سوره بقره، آيه 168 سوره اعراف، آيه 155 سوره بقره، آيه 35 سوره انبياء، آيه 11 سوره حج، آيه 20 سوره فرقان و ... بر موضوع آزمون هاي الهي تأكيد شده است.

[2]- غررالحكم، ف 88، ج1.

[3]- شرح غررالحكم ج 2 ص47.

[4]- همان، ج2، ص540.

[5]- همان، ج 6، ص117.

[6]- بحارالانوار ج67، ص 311.

[7]- زندگي در پرتو اسلام، ص38.

[8]- اصول كافي ج1، ص25.

[9]- ميزان الحكمه ج1، ص312.

[10]- وسايل الشيعه، ج3، ص83.

[11]- شرح غررالحكم، ج6، ص118.

[12]- همان، ج5، ص448.

[13]- همان، ج2، ص429.

[14]- تحف العقول، ص48.

[15]- شرح غررالحكم، ج4، ص623.

[16]- ميزان الحكمه، ج2، ص565.

[17]- غرر الحكم، ص864. 

گزینش از دیدگاه ائمه معصومین

نحوه احراز ايمان از منظر روايات:

(اطاعت از ولايت و تسليم الهي)

1. قال اميرالمؤمنين(ع) : يُسْتَيَدَلُّ عَلي ايمانِ‌الرَّجُلِ بِالتَّسليم وَ لُزُومِ‌الطّاعَه.          غررالحكم ف 88 ج 1

                                 تسليم و مطيع بودن مرد، نشانه ايمان اوست.

2. قال اميرالمؤمنين(ع) : اصلُ‌الْايمان حُسن‌التَّسليم لِاَمْرالله.                            شرح غرر ج 2 ص 416

                         ريشه و بُن ايمان، نيكو تسليم شدن بر امر و احكام خداوند است.

3. قال اميرالمؤمنين(ع) :غايَهُ الْاِسلام ‌اَلتَّسليم غايَهُ‌التَّسليم الْفَوْزُ بِدارِ الّنَعيمِ.   ميزان‌الحكمه ج 4 ص 578

                     نهايت اسلام تسليم بودن است و نهايت تسليم بودن رستگاري و رسيدن به بهشت است.

4. قال اميرالمؤمنين(ع) :

اَلْايمانُ لَهُ اَركانٌ اَرْبَعَهٌ اَلتَّوَكُّلُ عَلَي‌الله وَ تَفْويض‌الْاَمْر اِلَي‌الله وَ‌الرِّضا بِقَضاءاللهوَالتَّسليمُ لِاَمْرِالله.                 

كافي ج 2 ص 47

ايمان داراي چهار ركن است: توكل بر خدا و امور را به خداوند تفويض كردن و راضي بودن به قضاء خدا و تسليم امر خدا بودن.                                    

5. عن ابي عبدالله(ع) : قال قُلْتُ لَهُ بِاَيِّ شَيٍ يُعْلَمُ‌الْمؤمِنُ بِأنَّهٌ مُؤمِنٌ؟ قال: بِالتَّسليم لِلّه وَالرِّضا فيما وَرَدَ عَلَيْه مِنْ سُرُورِ أوْ سَخَطٍ.

شخصي از امام صادق(ع) پرسيد: به چه چيز ايمان مؤمن فهميده مي‌شود؟ فرمود: به تسليم بودن از براي خدا و به راضي بودن به آنچه كه بر او وارد مي‌شود، حال مي‌خواهد شادي باشد يا غم و ناراحتي.

نكته: از علائم ايمان، تسليم احكام خداوند بودن و رضايت به قضاء الهي داشتن است. 

گزينش از ديدگاه امام خمینی (ره):

*اعضاي گزينش بايد افرادي صالح، متعهّد، عاقل، صاحب اخلاق كريمه، فاضل، متوجه به مسائل روز باشند.

*در گزينش افراد صالح، بدون ملاحظه روابط اقدام شود. 

*اعضاي گزينش نبايد تنگ‌نظر، تندخو، مسامحه‌كار و سهل‌انگار باشند.

*ميزان در گزينش، حال فعلي افراد است، مگر آنكه از گروهك­ها و مفسدين باشند يا حال فعلي آنها مفسده‌جويي و اخلالگري باشد.

*سئوالاتي كه از افراد پرسيده مي‌شود، بايد مبتلا به بوده، ساده و بدون معمّا و مناسب با شغل افراد باشد.

*ميزان رد و قبولي موازين اسلام و انسان باشد كه هدايت جاهلان منظور نظر اصيل است.

*تجسّس از احوال اشخاص از غير مفسدين و گروهك‌هاي خرابكار مطلقاً ممنوع است.

گزينش از منظر مقام معظم رهبري(مدظله‌العالي):

* در تشخيص­ها، در گزينش اشخاص و در گزينش مسئولان، بايد خدا را در نظر بگيريد، گزينش بايد گزينش هوشمندانه، عالمانه و دقيق باشد.

* افراط و تفريط در كار نباشد، نه آنچنان سهل­انگاري كه بافت دستگاه­هاي مهم و حساس به­كلي جهت­گيري­هايش را رها كند و نه آنچنان سخت­گيري­هاي نادرست و تفريط كه به اندك بهانه­اي افراد را پشت در بگذاريم.

* در گزينش افراد ملاحظه كنيد، كساني باشند كه اين خصوصيات را رعايت كنند، هم جهات اسلامي هم جهات انقلابي، هم جهات ارزشي تا كار واقعاً چنان كه بايد و شايد پيش برود. به مديران توصيه مي­كنم كه به گزينش به چشم رقيب و مانع  نگاه نكنند به چشم بازو، وسيله كار، چشم بيننده و گوش شنونده در پيدا كردن آدم­هاي كارآمد نگاه كنند، مدير بايد وجود گزينش را يك فوز عظيم بداند.

* آن روزگاري كه افراد به خاطر برخي از ملاحظات فكري و سليقه­اي و عاطفي، نيروهاي خودشان را استخدام مي­كردند، گذشته است. امروز، روزي است كه همه بايستي از سلايق و انگيزه­هاي شخصي عبور كنند و هرچه را هم كه در گذشته بوده، پشت سرشان بريزند و از آن عبور كنند و ان­شاء­الله زمينه يك همكاري عمومي را فراهم سازند.

* هم رد كردن آن صالح، هم پذيرفتن آدم ناصالح، هر دو بد و هر دو خلاف است.

* توجه كنيد كه گزينش را يك وسيله­اي براي طرد، دور ريختن عناصر، مانع گذاشتن سر راه آدم­هاي حسابي كه مي­خواهند بيايند كار كنند، قرار ندهيد. سعي كنيد گزينش را پالايش نيروهاي انساني و زبده­گزيني قرار دهيد.

* در گزينش، سختگيري‌هاي بيجا، مانع‌تراشي‌هاي بيجا، اشكال دارد.

* در سطوح بالا، آن نيروي مؤمن و با اخلاص را جستجو كنيد.

* در بين كسانيكه توانايي كار را دارند، دنبال عنصر تقوي و تعهّد و اخلاص بگرديد و او را در رأس كار بگذاريد.

* گزينش كار بسيار مهمي است، گزينش مثل صراط است همان صراطي كه شنيده‌ايد اينجاست، آنكه از مو باريك‌تر و از شمشير تيزتر و هر طرفش هم بيفتي جهنم است ـ همينجاست.

* معتقديم كه گزينش براي دستگاه‌هاي دولتي و نهادها و همه دستگاه‌هاي عامل كه از نيروي انساني استفاده مي‌كنند. مثل آب خوردن، لازم و واجب است.

* گزينش‌ها تقويت بشوند، منتها تقويت گزينش‌ها از دو نظر است، هم تقويت موضع اداري و سياسي و هم تقويت باطن انساني و عارفانه و دقّت و توجه لازم.

* يك چنين كاري است گزينش كه هم هدفش خيلي بالاست و هم وسيله‌ها اينقدر حساس هستند.  بايد دقيق باشيد.

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به سازمان سنجش آموزش کشور می باشد.